تبليغاتX
َابوالفضل___مهربون - خداوندا خارم کن مردم آزارم نکن

امروز پس از مدت ها دیوان پروین اعتصامی را در دست گرفتم تا شعرهایی که از او در خاطر دارم را بار دیگر مرور کنم.

به شعر "بی پدر" رسیدم و مثل همیشه آه از نهادم برآمد:

 به سر خاک پدر دخترکی

صورت و سینه به ناخن می خست

که نه پیوند و نه مادر دارم

کاش روحم به پدر می پیوست

گریه ام بهر پدر نیست که او

مرد و از رنج تهیدستی رست

زان کنم گریه که اندر یم بخت

دام بر هر طرف انداخت گسست

شصت سال آفت این دنیا دید

هیچ ماهیش نیفتاد به شست

پدرم مرد ز بی دارویی

وندرین کوی سه داروگر هست

دل مسکینم از این غم بگداخت

که طبیبیش به بالین ننشست

سوی همسایه پی نان رفتم

تا مرا دید در خانه ببست

همه دیدند که افتاد زپای

لیک روزی نگرفتندش دست

آب دادم به پدر چون نان خواست

دیشب از دیده ی من آتش جست

هم قبا داشت ثریا هم کفش

دل من بود که ایام شکست

این همه بخل چرا کرد، مگر

من چه خواستم از گیتی پست

سیم و زر بود، خدائی گر بود

آه از این آدمی دیو پرست

 شعر پروین که تمام شد با خود اندیشیدم که دنیا تا بوده همین بوده است. این سرای دودرب که چند روزی در آن هستیم محنت‌کده‌ای بیش نیست و همه چیز آن فانی است. و نیز با خود اندیشیدم که در این دنیا، که هر آن چه در آن است فانی نیست جز عشق، همین که عشق تو را دارم کافی است.

جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی

که سلطانی عالم را طفیل عشق می بینم

+ نوشته شده توسط ابوالفضل در 2008/11/7 و ساعت 4:22 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM


http--i31.tinypic.com-qravsm.jpg http--i26.tinypic.com-hunlvo.jpg http--pix2pix.org-my_unzip-11929067261.jpg http--pix2pix.org-my_unzip-11929067263.jpg http--pix2pix.org-my_unzip-11929067265.jpg http--pix2pix.org-my_unzip-11929067266.jpg http--pix2pix.org-my_unzip-11929067266.jpg http--pix2pix.org-my_unzip-119290672612.jpg